دلدردهای فاطمه جون

فاطمه جون دلدردهاش از یک ماه اول شروع شد و بعدازظهرها تا اخرشب گریه میکردو مامان خیلی اذیت شد وهیچ دوایی ارومت نمیکرد ومامان جون که خیلی به دعا و صلوات اعتقاد دارن شنیده بودن اگه یک تسبیح یاحسین بگی و گردن بچه بندازی اروم میشه و کار ما شده بود یا حسین گفتن و واقعا هم تاثیر داشت و اروم میشدی و مامان جون مرتب برات صلوات میفرستاد خلاصه دلدردهای فاطمه جون تا اول 4 ماهگی ادامه داشت و دایی حمید و خاله و زندایی خیلی کمک کردن اخه همش باید بغلت میکردیم و راهت میبردیم یادم یک شب که تنها بودم خونه مامان جون خیلی گریه کردم و از امامهاخواستم یادم نیست شهادت کدوم امام بود و ازشون ممنونم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دلدردهای فاطمه جون
